کاش می فهمید که چرا کشتی خیالم روی امواج تلاطم سیر می کند
کاش می فهمید عمق احساس پاکم را که فقط با وجود او عمق می یابد
کاش مُهر سکوت را می شکست و عقربه های زمان را نادیده نمی گرفت،
که در واپسین عمر بی هوده من می گذرند و مرا به نیستی سوق می دهند
کاش امواج خروشان جملات را بر ساحل بی کران قلب بی گناهم فرو می ریخت و حرفی می زد
و اینگونه فکر و خیال آشفته ام را آشفته تر نمی ساخت!
.jpg)
نظرات شما عزیزان:
|